پینک فلوید

گروه پینک فلوید Pink Floyd

پینک فلوید

گروه پینک فلوید Pink Floyd

خوک پرنده را بنگر


پینک فلوید(بهمراه dire strates) نخستین نامهایی بودند که در عرصه راک بگوشم خوردند اولین آهنگی که ازشان شنیدم اهنگ معروف another brick in the wall بود بخصوص آن ترجیع بند فراموش نشدنی hey teacher چون آن زمان تازه داشتم انگلیسی یاد می گرفتم فقط همین hey teacher را متوجه شدم و با تعجب با خودم می گفتم این دیگر کیست که در یک آهنگ راک, معلم را مورد خطاب قرار می دهد . این تاثیر شگرف از اسطوره بودن و منحصر بفرد بودن pink حکایت داشت که هر ذهن و تفکری را در بار اول بخود جذب می کرد .

PINK در همان سالهای طلایی آغازین دهه 60 کمی بعد از beatles و رولینگ استونزو همزمان با greatfull dead وjeferson airplane و the who شروع بکار کرد تفاوت عمده pink با بیتلز و رولینگ استونز در سبک کار شان بود بیتلز و رولینگ استونز سبک عامه پسند را پیشه خود کرده بودند ولی pink سبک جدیدی را را بنیان نهاد بنام phsycodelic که معادل فارسی اش را می توان " راک روانی" نامید . بر خلاف بیتلز و رولینگ استونز و سایر گروههای عامه پسند که از ابتدا با اقبال عمومی فراوانی روبرو شدند pink کارش را از کلوپهای زیرزمینی لندن شروع کرد و مدتی طول کشید تا pink بتواند این سبک را جا بیندازد تازه داشت این سبک را جا مینداخت که رهبر گروهشان "سید بارت" در دام بلای خانمانسوز اعتیاد گرفتار آمد و این امر باعث شد PINK در همان آغاز کار دچار تحولات فیزیکی و شیمیایی شود فیزیکی اش این بود که یکی از موسسین و مغز متفکر گروه از گروه جدا شد و شیمیایی اش هم تغییری بود که با رفتن سید بارت در سبک کار وبیشتر از همه در محتوای اشعار وترانه های گروه ایجاد شد .

محتوی اشعار گروههای راک مطرح پیش از pink فرضا رولینگ استونز و بیتلز اشعاری معمولا عاشقانه و نهایتا از رویاهایی ساده حکایت داشت ولی سید بارت بنیانگذار pink ذهنی سرشار از اوهام کودکانه داشت وهمین باعث شد اشعار پینک بسیار متفاوت با اشعار همپا لکی هایش باشد به جرات می توان گفت سبک psyco هم تحت تاثیر همین اشعار قدرتمند و بدیع شکل گرفت.

سید بارت تحت تاثیر جو دهه 60 و مدی که در بین گروههای راک شیوع پیدا کرده بود به LSD اعتیاد داشت وهمیشه در فضا سیر می کرد و همین موضوع باعث شد سبک پینک را گاها راک فضایی(space rock) نیز بنامند و یکی از آهنگهای نخستین البومشان در سال 1967 astronomy (ستاره شناسی) نام داشت.

بعد از جدایی سید بارت در سال 1968 بعد از نخستین آ لبوم پینک تاثیر وی تا دو سه آلبوم دیگر پینک نیز علیرغم غیبت وی مشهود بود بعد از اتمام سوخت سید بارت, موتور پینک کمی به تته پته افتاد اینجا بود که دوست قدیمی سید بارت , راجر واترز رهبری گروه را در دست گرفت.

راجر واترز برسر دوراهی مانده بود یا باید سبک روانی سید بارت را دنبال می کرد که این ترس برایش وجود داشت که محکوم به تقلید شود یا اینکه سبک و سیاق جدیدی برای پینک ترسیم کند که این بسیار سخت بود چون سید بارت بدعت جدیدی برای پینک بنیان نهاده بود و تغییر مسیر پینک شاید به طرفداران تازه دست و پاکرده شدشان زیاد خوش نمی آمد. از طرفی پینک نمی خواست به ورطه راک تجاری بیفتد و خواستار ایجاد مسیری مستقل برای خود بود. تازه راجر واترز اگر می خواست به سبک psyco وفادار بماند باید مثل سید بارت LSD مصرف می کرد واین اصلا با مزاج وی سازگار نبود.

برای همین pink به اشعار اعتراضی روی آورد تا همچنان بتواند متفاوت باقی بماند گرچه این سبک و استایل هم چیز نویی نبود و پیشتر باب دیلن خواننده و آهنگساز امریکایی پیشگام این رویه شده بود. آلبوم هایی که pink در فاصله 1968 تا 1975 عرضه کرد زیاد مورد توجه و استقبال قرار نگرفت تا اینکه نوبت به آلبوم animals رسید که توانست قسمتی از اعتبار اولیه pink را باز گرداند. این البوم کاری بود بر اساس رمان معروف جرج اورول بنام مزرعه حیوانات. دراین آلبوم جوامع بشری به گله های حیوانات تشبیه شدند سگها نقش نیروهای حافظ امنیت جامعه را بازی میکنند و گوسفندان نماینده قشر زحمتکش وکارگر جامعه هستند که توسط خوکها(طبقه بورژوا و مفت خورجامعه) استثمار می شوند. بعد ها خوک تبدیل به سمبل پینک شد و در کنسرت های پینک همواره ماکت های عظیم الجثه خوکهای پرنده برای تمسخر جوامع بورژوا مورد استفاده قرار می گرفت.

سپس pink سیر صعودی در پیش گرفت وبا آلبوم فراموش نشدنی dark side of the moon به بالاترین قله موسیقی رسید . در animals و dark side…. پینک مفاهیم کلیدی دنیای معاصر : سیاست, پول, زمان , کار را از دید خود (در واقع از دید راجرواترز) مورد تحلیل قرار داد. اشعار واترز بسیار تاثیر گذار و گزنده بود . اشعار وی انسان را به نوعی به عصیان وطغیانگری دعوت می کرد و در زمان خود با استقبال بی سابقه همه طبقات جامعه اعم از روشنفکر و عامی و حتی خود دست اندر کاران موسیقی مواجه شد.

خود راجرواترز در مصاحبه ای حدود 3 یا 4 سال پیش گفته بود " حالا که به گذشته نگاه می کنم میبینم نمی شود چنین اشعاری را دوباره کسی بسراید حالا نمی شود در ترانه ای بگویی :نفس بکش و نترس از دلواپسی"

بعد آلبوم " کاش اینجا بودی" از راه رسید و آهنگ بیاد ماندنی "کاش اینجا بودی " که نوستالژی اعضای گروه برای رهبر سابقشان " سید بارت" بود . در سال 1979 شاه بیت آلبوم های پینک بنام" دیوار" (the wall) عرضه شد

این آلبوم سیر یک زندگی در جامعه انگلیسی را روایت میکند البته شخصیتی که در نهایت خلق می شود خیلی شبیه هیتلراز آب درآمد. فیلم the wall هم بر اساس این آلبوم توسط آلن پارکر ساخته شد و تا حدود زیادی تعبیر و تفکرات راجر واترز را در این البوم آشکار کرد.

بعد از آلبوم the final cut راجر واترز پینک فلوید را منحل اعلام کرد وبعد از ان اعضای گروه هر کدام آلبوم انفرادی منتشر کردند اما آلبوم های دیوید گیلمور گیتاریست و ریچارد رایت کیبوردیست جالب از آب در نیامد و فقط آلبوم راجر واترز بنام pros and cons hitch a kin مورد اقبال قرار گرفت که 3 نفر از بزرگان ان زمان موسیقی با واترز همکاری کردند : مرحوم مایکل کیمن(رهبر ارکستر و سازنده موسیقی متن چندین فیلم) بعنوان کیبوردیست اریک کلپتن(سازنده موسیقی سریال لبه تاریکی و تنها کسی که 3 بار وارد تالار افتخارات راک اند رول شد) بعنوان گیتاریست و دیوید سانبرن در مقام نوازنده ساکسیفون. لذا ریچارد رایت و دیوید گیلمور مجددا در سال 1986 پینک فلوید را راه اندازی کردند و این حرکت رذیلانه خشم راجر واترز را برانگیخت. زیرا دیدند شهرت و محبوبیت و پول فقط زیر سایه پینک بدست میاید و راجر واترز فکرش را نمی کرد آن دو نفر خودسرانه وبرای مطامع شخصی شان پینک را دوباره علم کنند .

آلبوم " لغزش آنی عقل" اولین کار پینک بدون راجر واترز بود بعد از انتشار این آلبوم مشخص شد پینک بدون راجر واترز یک چیزی کم دارد و دیوید گیلمور نتوانست آن روح را دوباره در کالبد پینک بدمد دیوید گیلمور گیتاریست بسیار برجسته ایست و نغمه های گیتارش در اهنگهایی همچون " کاش اینجا بودی" و"زمان" و"آجری دیگر در دیوار" فراموش نشدنی است اما وی در نهایت یک نوازنده چیره دست است اما وی بهیچ عنوان ذوق ترانه سرایی راجر واترز را ندارد. اشعار واترز برگرفته از نوعی بغض فروخفته از تبعات جنگ است و به نظر من اشعار قوی می تواند آهنگ قوی تولید کند ولی آهنگ قوی لزوما شعر قوی تولید نمی کند و آلبوم لغزش آنی عقل نشان داد حق با راجر واترز بوده و بیخود برنیاشفته است. درکار دیوید گیلمور نه تنها نوآوری نسبت به کار های قبلی پینک فلوید دیده نمی شد بلکه متاسفانه با پسرفتی که در کارهایش دیده شد خدشه بر نام افسانه ای پینک وارد کرد. راجر واترز بدرستی پی برده بود که یگر شاهکار هایی همچون"پول","زمان","کاش اینجا بودی","خوکها"و"آجری دیگر در دیوار" تکرار ناشدنی اند وبا بستن پرونده پینک می خواست این نام را ماندگارتر سازد اما دیوید گیلمور دو آلبوم ناموفق "لغزش آنی عقل" و "ناقوس جدایی" را ارائه داد که بعد از شکست این دو آلبوم خودش فهمید اینکاره نیست ونباید با اعتبار پینک بازی می کرد. البته "ناقوس جدایی" نسبت به "لغزش آنی عقل" در سطح بالاتری قرار می گیرد. درآلبوم لغزش آنی.... فقط اهنگsorrow(غم) ودر آلبوم ناقوس جدایی آهنگهای keep talking(با مطلع صدای پرفسور استیون هاوکینگ*) وcoming back to life تا حدودی نشان از تازگی داشت ولی آهنگهای دیگرش تقلید ناشیانه ای از آهنگهای دهه 70 پینک فلوید بود. در حالی که راجر واترز حتی در آلبوم های انفرادی اش بعد از پینک حرکت رو به جلو داشت بخصوص آلبوم amused to death (1992)که واگویه های یک فرد میانسال ساکن نیویورک در باب جنگهای اواسط دهه 90 شبه جزیره بالکان بود و آلبوم radio k.a.o.s (1988) نیز اهنگهای منحصر بفردی داشت و واقعا راجر واترز این لیاقت را داشت که کماکان با نام پینک به فعالیت خود ادامه دهد اما متواضعانه بصورت انفرادی کار کرد. کنسرت 1990 وی در کنار دیوار فروریخته برلین با همراهی جمع کثیری از هنرمندان راک پاسخی بود به کنسرت های پرطمطراق پینک فلوید دیوید گیلمورتحت عنوان pulse با نورپردازی های کور کننده و خوکهای پرنده . در حالی که در کنسرت برلین راجر واترز صحنه و میکروفون را در اختیار هنرمندان دیگر قرار می داد و خود کنار می ایستاد , دیوید گیلمور سکان تمامی امور صحنه را در دست داشت و به احدی اجازه عرض اندام نمی داد و نور پرژکتور ها هم بر وی متمرکز بود. نکته جالب دیگر این بود هر کدام از اینها(گیلمور و واترز) در هنگام اجراهای جدید آهنگهای پینک قسمتی را که مربوط به رقیبشان بود می دادند دیگران بخوانند و خود هیچوقت فرضا آن قسمت را اجرا نمی کردند . بعنوان مثال در اهنگ wish you were here اواز اصلی اش متعلق به گیلمور است و در کنسرت هایی که مربوط به پینک است خودش اواز را اجرا می کند اما در کنسرت های پینک که توسط راجر واترز اجرا می شود تکه های مربوط به گیلمور را سایر اعضای ارکستر می خوانند. در پتیتراژ پایانی فیلم کنسرت pulse (به رهبری دیوید گیلمور) از راجر واترز بعنوان طراح خوکهای پرنده تقدیر شد آنهم اسمش را نه بطور کامل بلکه بصورت R.Waters ذکر شد. ایندو چشم نداشتند همدیگر را بینند تا اینکه در سال 2003 یا 2004 آنطور که واترز تعریف کرد وی در یک گلگشت خارج شهر نیک میسن (درامر پینک) را می بیند و به پشتش می زند نیک رو بر میگرداند و از دیدن واترز تا مرز غش پیش می روند ایندو ساعتها با هم در مورد آن سالها گفتگو می کنند و همین مقدمه ای می شود بر کنسرت پینک فلوید بعد از20 سال با حضور دوباره راجر واترز در جمع پینک فلوید. و چنین شد راجر واترزی که تجمع دوباره گروه ایگلز در سال 1996 بعد از بیست سال و اجرای آهنگ خاطره انگیز "هتل کالیفرنیا" ٫ را تجمعی ناشی از مطا مع مالی می دانست خودش را در آغوش دیوید گیلمور یافت.

نیک میسن درامر گروه و ریچارد رایت(که بتازگی مرحوم شده است) دیگر اعضای پینک بودند و نقش مهمی در سیاستهای گروه نداشتند وگوش به فرمان گیلمور بودند و. سید بارت که در سال 1968 بدلیل افراط در مصرف مواد مخدر روانی شده بود ازگروه جدا شد و دیگر فعالیت موسیقایی انجام نداد وسال 2006 بر اثر عوارض بیماری دیابت(مرض قند) دار فانی را وداع گفت.

با این حال پینک بعد از این تولد دوباره٫آلبوم استودیویی دیگری بیرون نداد و تنها کاری که بیرون آمد البومی انفرادی بود از دیوید گیلمور با نام ON THE ISLAND در سال 2007 که با فروش خوبی مواجه شد و دوباره نام گیلمور را سرزبانها اندخت.

با تمام این اوصاف پینک فلوید نامش را در سینه تاریخ موسیقی راک حک کرده است و حالا حالا ها این نام از ذهن دوستداران راک محو نمی شود آلبوم نیمه تاریک ماه به مدت 10 سال مداوم در جدول 100 آلبوم پرفروش جدول بیلبورد قرار داشت و از این حیث تنها گروه پاپ سوئدی ABBA رکوردی مشابه با پینک دارد.عباس کیارستمی در تیتراژ فیلم زیر درختان زیتون قسمتی از آهنگ آغازین قطعه آجر دیگری در دیوار را گنجاند که پس از نمایش فیلم در جشنواره کن این قسمت از حاشیه صوتی فیلم حذف شد. بهر حال همین روزهاست که نوبت به واترز ٫ گیلمور یا میسن برسد و یکی از اینها نفر بعدی باشد که غزل خداحافظی را بصورت انفرادی اجرا کند . البته این مزاح بوده و شخصا ارزوی عمری دراز وپربار برای ایشان و طلب مغفرت برای درگذشتگان این گروه دارم .

*فیزیکدان معروف انگلیسی (ملقب اینشتین ثانی)وی از گردن به پایین فلج می باشد و قادر به تکلم نمی باشد وبا دستگاه مخصوص صحبت می کند .



منبع : adambarfiha.com

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد